۲۹ مهٔ ۲۰۰۹
رهاورد سفر
درد دل
سالی پر از ارامش و خرمی و زیبایی برای همگان . میخواهم قلبی در سال نو رنجور نشه . اشکی جز از سر شوق ریخته نشه .
خدایا از تو میخاهم

خداوندا:


در تاریکی چشمانت را یافتم
و شبم پرستاره شد
تو را صدا کردم

در تاریکترین شبها دلم صدایت کرد
و تو با طنین صدایم به سوی من آمدی
با دستهایت برای دستهایم آواز خواندی
برای چشم هایم با چشمهایت
برای لبهایم با لبهایت
با تنت برای تنم آواز خواندی
من با چشمها و لبهایت انس گرفتم , با تنت انس گرفتم
صدایت میزنم
گوش بده
قلبم صدایت می زند
شب گرداگردم حصار کشیده است
من به ((تو)) نگاه میکنم
چرا که هر ستاره آفتابی است
من آفتاب را باور دارم
من دریا را باور دارم
و چشم های تو سر چشمه دریاهاست/

